وحید دجلانی سه شنبه 9 خرداد 1396 04:56 ب.ظ نظرات ()
گزارش «جوان» از جنجال‌آفرینی‌هایی که به نام فرهنگ و به کام سیاست انجام می‌شود

جوهر «ربنا»خوانی شما اصلاح‌طلبان سیاسی است نه موسیقیایی!

محمدرضا شجریان چقدر برای آنها که این روزها سنگش را به سینه می‌زنند مهم است؟ این سؤال بااهمیتی است، هنرمندی که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کند و علی‌القاعده باید از آرامش برخوردار باشد...
نویسنده: جواد محرمی
 
محمدرضا شجریان چقدر برای آنها که این روزها سنگش را به سینه می‌زنند مهم است؟ این سؤال بااهمیتی است، هنرمندی که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کند و علی‌القاعده باید از آرامش برخوردار باشد، این روزها به دستاویزی تبدیل شده برای یک جناح سیاسی تا به خیال خود رقیب را دچار چالش کند. اینکه ربنای شجریان از صداوسیما پخش شود، واقعاً چقدر برای شخص شجریان اهمیت دارد. آنها که از نام محمدرضا شجریان برای مقاصد سیاسی و جناحی‌شان سوءاستفاده کرده و می‌کنند، آنقدر برای او احترام قائل نیستند تا او را در دوران دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان راحت بگذارند. شجریان احتمالاً خودش این روزها از جنجال‌هایی که به نام او به راه انداخته‌اند، بی‌خبر است. او حالا دیگر در ایران زندگی می‌کند و قاعدتاً بی‌بی‌سی سراغ او نمی‌تواند برود و نزدیکانش هم آنقدر متوجه هستند که او را در شرایط فعلی از گزند رسانه‌های خودخواه دور نگه دارند. واقعیت این است که موضوع ربنای شجریان نه برای مردم، نه برای شخص وی و خانواده‌اش اهمیت چندانی ندارد ولی یک جناح سیاسی نمی‌خواهد دست از سیاسی‌بازی و سوءاستفاده از هنرمندان بردارد و به این قائل است که تا پایان راه ادامه بدهد. با ادامه این مسیر کسی که بیش از همه لطمه می‌بیند، ساحت هنر و هنرمند است.
 
ربنای شجریان چقدر مسئله است
این روزها برخی از مدیران دولتی و رسانه‌های حامی دولت در حالی مصرانه پیگیر پخش ربنای شجریان از صداوسیما هستند که گویی دغدغه اصلی همه مردم پخش شدن مناجات شجریان از تلویزیون است، نه مشکلاتی همچون گران شدن اقلام مصرفی مردم در ماه رمضان!
ماجرای پخش ربنای استاد شجریان از تلویزیون در ماه مبارک رمضان تقریباً چند سالی است که تبدیل به یکی از موضوعات جذاب برای اصلاح‌طلبان شده است؛ موضوعی غیرسیاسی که دولت یازدهم به بهترین شکل ممکن با سیاسی کردن آن، هر بار ذهن مردم را از موضوعات اساسی جامعه دور می‌کند.
 
صالحی‌امیری وزیر ارشادی است که نشان داده خیلی دوست دارد از هنرمندان استفاده ابزاری بنماید، گاف تاریخی او در روز برگزاری انتخابات که با توهین به هنرمندان و نیز رقیب انتخاباتی همراه بود، هرگز از سابقه او پاک نخواهد شد؛ موضعی که نگاه امنیتی و غیرفرهنگی او را نیز برخلاف ژست فرهنگ‌مآبانه‌ای که می‌گیرد برملا کرد و ماهیت رفتارهای او را نشان داد. وزیر ارشاد اخیراً در نامه‌ای به رئیس صداو سیما پخش ربنای شجریان را مطالبه کرده بود؛ درخواستی که اساساً انتظار می‌رود از سوی شخصی هنرمند اتخاذ شود نه از سوی یک سیاستمدار به اصطلاح فرهنگی، اما ماجرا این است که صالحی‌امیری به تن رنجور و بیمار استاد هم رحم نمی‌کند و او را دستمایه‌ای برای کنش‌های سیاسی قرار می‌دهد؛ رفتاری که از یک شخصیت فرهنگی انتظار نمی‌رود.
 
محمدجواد لاریجانی، عضو شورای سیاستگذاری صداوسیما البته جواب صالحی‌امیری را به شیوه‌های علمی داد. او در پاسخ نامه وزیر ارشاد نوشت: «از آنجا که موضوع دفاع از ایشان یک مناقشه سیاسی شده است، لذا در تلاوت مذکور توجه به آیات تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و این امر خلاف موازین شرعی تلاوت است. لذا خواهشمند است که سایر قطعات آوازی آن هنرمند را مطرح فرمایید که اتفاقاً دارای ساختار موسیقیایی مهم‌تری هم هستند. حتماً می‌دانید که تحت‌الشعاع قرار گرفتن توجه به آیات باهرات نسبت به مقارنات آنقدر مهم بوده که برخی از فقهای بزرگ تلاوت ملحون را مورد شبهه قرار داده‌اند. البته این حساسیت در میان موسیقیدانان بزرگ و حرفه‌ای هم مطرح است و آنان غالباً ابا دارند که قطعات مهم ترکیبی آنان همراه با آواز پخش شود، زیرا معتقدند توجه به الحان و معانی (و گاه حرکات متناظر بدنی) توجه به رموز و ظرافت‌های نهفته در تناسب‌های ایقاعی را که جوهر اصلی هنر موسیقی است، تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.»
 
لاریجانی در نامه خود تلویحاً به دو نکته اشاره کرده؛ اول اینکه دولت از موضوع ربنای شجریان بیش از این سوءاستفاده سیاسی نکند و نکته بعدی اینکه تحت‌الشعاع قرار گرفتن آیه قرآن به صوت و موسیقی موضوعی فقهی است که بهتر است نسبت به آن با تساهل رفتار نشود. لاریجانی البته دلیلی ندید تا به اینکه پخش نشدن ربنای شجریان با درخواست کتبی شخص وی متوقف شده، اشاره‌ای کند و تشخیص داد همان دو نکته کفایت می‌کند.
 
هشت سال پیش بود که در جریان فتنه 88 و حمایت تمام‌قد محمدرضا شجریان از رهبران فتنه، این خواننده موسیقی سنتی کشورمان با نگارش نامه‌ای خطاب به عزت‌الله ضرغامی، مدیر وقت سازمان صداوسیما رسماً اعلام کرد که راضی به پخش آثارش از تلویزیون نیست.
شجریان در آن نامه نوشت: «همانطور که اطلاع دارید صداوسیما در شرایط فعلی مستمراً اقدام به پخش سرودهای میهنی اینجانب به ویژه سرود «ای ایران‌ای سرای امید» می‌کند. جنابعالی مستحضرید این سرود و دیگر سرودهای خوانده شده متعلق به سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ است و هیچ ارتباطی به شرایط کنونی ندارد. اینجانب در سال ۱۳۷۴ نیز اعلام کردم راضی به پخش آثار خود از صداوسیما نیستم. مجدداً تقاضای خود را تکرار کرده و تأکید می‌کنم آن سازمان هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و شایسته است به حکم شرع و قانون سریعاً کلیه واحدهای آن سازمان از پخش صدا و آثار من خودداری کنند.»
 
پس از این اتفاق بود که با دستور مدیران رسانه ملی، پخش همه آثار شجریان از تلویزیون و رادیو متوقف شد. دستوری که بنابر خواسته شخص شجریان و نامه صریحی که برای مدیران رسانه ملی نوشته بود، داده شد.
  
ورود کاسه‌های داغ‌تر از‌ آش به میدان!
شجریان که در آن سال‌ها به عنوان مدافع رهبران فتنه، به گفت‌وگو با شبکه‌های فارسی زبان خارج از کشور پرداخت، در صحبت‌های خود به مسائلی اشاره كرد که تقریباً ادامه فعالیت حرفه‌ای او را در داخل کشور با مشکلاتی جدی روبه‌رو کرد، از جمله آنکه او در مصاحبه با شبکه تلویزیونی صدای امریکا (ارگان رسمی دولت امریکا که وظیفه عملیات روانی علیه سایر کشورها را دارد) به مقابله 1400 ساله اسلام با هنر پرداخت و دیدگاه واقعی خود را در ارتباط با این موضوع بیان کرد.
اما در همه این سال‌ها باز هم گروهی از سیاسیون و البته اهالی هنر بودند که هر بار در فرصت‌های مختلف با طرح بحث ادامه فعالیت شجریان در داخل کشور سعی در نادیده گرفتن نظرات این هنرمند درباره اسلام و نظام جمهوری اسلامی کردند.
 
یک تاکتیک نخ‌نما برای به حاشیه بردن مطالبات مردم
 نکته مهم در ارتباط با این موضوع، استفاده ابزاری دولتی‌ها از این موضوع در مواقع خاص است؛ حربه‌ای تکراری که دولتی‌ها چند وقت پیش و در اوج تنش‌های مربوط به تصویب برجام در ارتباط با مسئله لغو کنسرت‌ها نیز اجرا کردند و جوی را در کشور به راه انداختند که موضوع ملی و مهمی همچون برجام و تصویب آن در مجلس شورای اسلامی به حاشیه رفت و ذهن گروه زیادی از مردم درگیر موضوعی شده بود که در عین اهمیت، اصولاً در حدواندازه یک مسئله ملی همچون برجام نبود.
 
این تاکتیک عملیات روانی این بار نیز در ارتباط با ربنای شجریان تکرار شد تا باز هم مطالبات اصلی مردم به حاشیه رانده شود و با پوشش رسانه‌ای گسترده موضوعاتی فرعی جای آنها را بگیرد. به نظر می‌رسد در این شرایط طرح چنین موضوعاتی باعث فراموشی اصل موضوع می‌شود و فرصتی را برای فرصت‌طلبان ایجاد می‌کند تا با هجمه رسانه‌ای بر چنین نظراتی، مانع طرح بحث اصلی که همان عدم رضایت صاحب اثر از پخش آثارش از تلویزیون است، شود.