وحید دجلانی سه شنبه 9 خرداد 1396 04:55 ب.ظ نظرات ()
استفاده ابزاری از زن، موضوعی که تنها مصرف انتخاباتی دارد

حضور زنان در كابینه دوم روحانی از ادعا تا واقعیت

«سقف شیشه‌ای» اصطلاحی است كه در دنیا برای نشان دادن محدودیت‌های زنان برای دسترسی به برخی مناصب خاص اجرایی و مدیریتی به‌كار می‌رود. در انتخابات اخیر امریكا نیز هیلاری كلینتون كاندیدای حزب دموكرات با اذعان به شكست خود از دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده امریكا به این واژه اشاره كرده است.
نویسنده: مهدی پورصفا
 
«سقف شیشه‌ای» اصطلاحی است كه در دنیا برای نشان دادن محدودیت‌های زنان برای دسترسی به برخی مناصب خاص اجرایی و مدیریتی به‌كار می‌رود. در انتخابات اخیر امریكا نیز هیلاری كلینتون كاندیدای حزب دموكرات با اذعان به شكست خود از دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده امریكا به این واژه اشاره كرده است.
در داخل ایران نیز بسیاری از فعالان حقوق زن كه گرایش سكولار دارند معتقد به وجود چنین سقفی برای فعالیت زنان در عرصه عمومی در ایران هستند.
در طول سال‌های گذشته كمپین‌های رسانه‌ای و مجازی مختلفی كه اغلب نیز از خارج كشور هدایت می‌شوند، به منظور تلاش برای اثرگذاری بر افكار عمومی آغاز به كار كرده‌اند كه برخی از آنها هم اكنون نیز فعال هستند.
 در این میانه واكنش نیروهای سیاسی داخل حاكمیت نظام نیز به موضوع فوق متفاوت بوده است.
این تفاوت نیز اغلب ریشه در نگاه‌های گوناگون این نیروها دارد البته تمامی آنها نیز بر حفظ كرامت زن و جایگاه آن در سطح اجتماع تأكید دارند.
با این حال به نظر می‌رسد دولت مستقر در دوره جدید و به خصوص طی چهار سال آینده قرار است بیشتر از پیش موضوع حضور زنان در فعالیت‌های اجتماعی را در دستور كار خود قرار دهد.
   خط‌شكنی اصولگرایان
برای تحلیل این موضوع شاید بد نباشد كه در كل نگاهی به تاریخچه ورود بانوان به سمت‌ها و مشاغل حساس در ایران داشته باشیم. واقعیت آن است كه اگر بخواهیم برای فعالیت‌های زنان در مشاغل بالا سقف شیشه‌ای قائل شویم، عملاً این نیروهای وابسته به جبهه انقلاب بوده‌اند كه این سد را شكسته‌اند، البته در دوره‌های گذشته زنان به مناصبی تا حد معاونت ریاست جمهور نیز صعود داشته‌اند، اما برای اولین بار دولت دهم بود كه زنان را وارد حوزه اجرایی در سطح وزارت كرد. در كابینه دولت دهم سه زن برای در اختیار گرفتن منصب وزارت به مجلس شورای اسلامی معرفی شدند.
سوسن كشاورز برای در اختیار گرفتن سمت وزارت آموزش و پرورش، فاطمه آجرلو برای در اختیار گرفتن وزارت رفاه و مرضیه وجید دستجردی برای در اختیار گرفتن وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی كه در نهایت تنها مرضیه وحید دستجردی بود كه توانست از مجلس رأی اعتماد دریافت كند و وارد كابینه شود.
نكته جالب اینجا بود كه دستجردی فعالیت خود را پس از پایان دوران وزارت نیز ادامه داد و هم اكنون عضو شورای مركزی جبهه نیروهای انقلاب است اما  دولت اصلاحات به رغم تمام وعده‌ها و سخنانی كه درباره گسترش حضور زنان در جامعه داده می‌شد، حتی یك وزیر زن را نیز به جمع خود راه نداد؛ مسئله‌ای كه مورد عتاب بسیاری از فمنیست‌های همسو با دولت اصلاحات واقع شد. در این میان به نظر می‌رسد دولت اعتدال هم تاكنون در این‌باره راه دولت اصلاحات را پیموده و صرفاً به ارائه برخی وعده‌ها به جامعه زنان پرداخته است.
 
   كابینه خالی از زنان دولت اعتدال
دولت یازدهم در حالی كار خود را شروع كرد كه همانند دولت اصلاحات تنها برخی از معاونت‌های آن به زنان رسید.
 معصومه ابتكار كه در دولت اصلاحات ریاست سازمان محیط‌زیست را بر عهده داشت، باز هم به این سمت منصوب شد.
شهیندخت مولاوردی پس از گذشت بیش از دوماه از روی كار آمدن دولت یازدهم به سمت معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده منصوب شد و جزو آخرین افراد منتصب در كابینه بود، پیش از انتصاب او گزینه‌های متعددی برای این پست مطرح شده بود كه نام او در هیچ یك از این گمانه‌زنی‌ها دیده نمی‌شد.
الهام امین‌زاده كه دوره دكتری خود را همزمان با رئیس‌جمهور در یك دانشگاه در رشته حقوق بین‌الملل از دانشگاه گلاسكوی بریتانیا گذارنده بود نیز به سمت معاون حقوقی رئیس‌جمهور منصوب شد، البته امین‌زاده نتوانست تا به آخر در این سمت تاب بیاورد و در نهایت سمت خود را واگذار كرد. در این میان زهرا احمدی نیز نتوانست در سال پایانی دولت یازدهم خود را به سمت ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برساند، اما باز هم دست زنان در كابینه اعتدال از سمت وزارت خالی ماند.
با نزدیك شدن به ایام انتخابات باز هم بحث حضور زنان در انتخابات به یك مسئله حیاتی تبدیل شد. روحانی در دوران انتخابات به صورت مكرر بر این نكته تأكید كرد كه فعالیت‌های اجتماعی زنان یك مسئله مهم و غیرقابل اغماض برای كشور است. در دوران انتخابات بخش مهمی از تهمت‌هایی كه به طرف مقابل زده می‌شد، تلاش برای ایزوله كردن زنان در جامعه بود.
روحانی در سخنان خود بارها به مسئله دیوار كشیدن بین زنان و مردان اشاره كرد و مسببان آن را رقبای فعلی انتخاباتی خود معرفی كرد، البته روحانی هیچ‌گاه به این سخنان پاسخ نداد كه چگونه همسر یكی از رقبای انتخاباتی وی هم اكنون به عنوان استاد دانشگاه فعالیت می‌كند یا اینكه كسانی كه طرح كشیدن دیوار بین كلاس‌های دانشگاه را مطرح كردند هم اكنون جزو متحدان انتخاباتی وی به شمار می‌آیند.
در هر صورت به نظر می‌رسد با گذشت دوران انتخابات و فرا رسیدن موسم چینش كابینه روحانی باید به برخی قول‌ها و وعده‌های خود عمل كند و دادن سمت وزارت به زنان یكی از وعده‌هایی است كه همپیمانان انتخاباتی روحانی به دنبال نقد كردن آن هستند.
 
   صف زنان برای وزارتخانه‌ها
روزنامه شرق دیروز و در مطلب اول خود به بحث حضور زنان در صف وزارت پرداخته و می‌نویسد: حسن روحانی آن‌طوركه باید و شاید كارنامه درخشانی در سپردن كرسی‌های قدرت به زنان ندارد. حالا زنان تا دیر نشده در پی آن ‌هستند كه دست‌پر در لابی‌ها و چانه‌زنی‌های قدرت شركت كنند. پیش‌بینی «شهیندخت مولاوردی» معاون امور زنان حسن روحانی این است كه «دو، سه وزیر خانم برای حضور در كابینه دولت دوازدهم معرفی خواهند شد».
 چندی است كه در همین زمینه كمیته‌ای شكل گرفته و بناست اسامی و شاخص‌های زنان وزیر در چند روز آینده مشخص شود،  البته شرق نمی‌تواند به خط‌شكنی اصولگرایان در انتصاب زنان بی‌توجه باشد و می‌نویسد: حضور وزیر زن در ایران پس از انقلاب اسلامی نه از سوی اصلاح‌طلبان و میانه‌روها كه در دولت محمود احمدی‌نژاد شكست. مرضیه وحیددستجردی بر كرسی وزارت بهداشت تكیه زد و كارنامه مثبتی از خود به یادگار گذاشت.
در نهایت  این روزنامه مجبور به اعتراف به این نكته می‌شود كه ورود زنان به كابینه روحانی كار ساده‌ای نیست و می‌نویسد: انتصاب وزیر زن از میان گزینه‌های موجود، كارزار تازه‌ای در كارنامه فعالیت سیاسی و مدنی زنان ایران است. نه‌تنها زنان اصلاح‌طلب كه جنبش زنان ایران نیز در روزهای انتخابات بارها بر گزینه انتصاب وزیر زن تأكید كرده‌اند. حالا باید دید ماحصل اتاق فكر زنان و لابی‌ها به كجا ختم می‌شود.
 
   غوغاهایی که مصرف انتخاباتی دارد
دور از انصاف نیست كه بگوییم همیشه غوغاسالاری در اردوی رقابتی حسن روحانی سایه افكنده و همیشه مسائل كوچك و ریز بیش از آنچه باید به چشم می‌آیند.
مسئله حضور زنان در اجتماع نیز از جمله همین غوغا‌سالاری‌ها بود كه توانست رأی فراوانی را برای روحانی به ارمغان بیاورد. در این میان سؤال اصلی اینجاست كه مبحث فوق تا چه میزان در میان مشكلات مردم جای دارد.
آیا همان گونه كه روزنامه‌ حامی روحانی  نوشته است، حضور زنان می‌تواند به كارآمدی بیشتر كابینه منجر شود؟
 آیا حتی حسن روحانی راضی خواهد شد تا زنان در كابینه وی صاحب رأی شوند. واقعیت این است كه كارنامه حسن روحانی نشان داده به هیچ كدام از این وعده‌ها نمی‌توان دلخوش بود.